پول بدون تردید مهم است. همه ما برای تأمین نیازهای اولیه، پرداخت اجاره، خوراک و آسایش به آن نیاز داریم. اما آیا واقعاً فقط همین است؟ اگر کار تنها وسیله‌ای برای درآمد بود، چرا بسیاری از افراد با وجود درآمد مناسب همچنان احساس بی‌انگیزگی، خستگی یا بی‌معنایی می‌کنند؟ پاسخ در همان چیزی نهفته است که روان‌شناسان آن را «انگیزه‌های درونی» می‌نامند.

در دنیای امروز، به‌ویژه میان نسل جوان، کار تنها ابزار بقا نیست؛ ابزاری برای هویت‌یابی و رشد شخصی است. جوانان در دهه دوم و سوم زندگی خود بیش از هر زمان دیگری به‌دنبال شغلی هستند که با ارزش‌ها و علایقشان هم‌خوانی داشته باشد. آن‌ها می‌خواهند بدانند کاری که انجام می‌دهند معنا دارد، تأثیرگذار است و فرصتی برای یادگیری فراهم می‌کند.

پژوهش‌های مؤسسه‌ی گالوپ و دانشگاه استنفورد نشان می‌دهد که سه عامل اصلی بیش از هر چیز بر انگیزه‌ی شغلی تأثیر می‌گذارند:

1. احساس معنا و هدف: وقتی فرد بداند کارش به بهبود زندگی دیگران یا حل مشکلی کمک می‌کند، کار برایش ارزشمند می‌شود.
2. رشد و یادگیری مداوم: انسان ذاتاً کنجکاو است. شغلی که فرصت تجربه و پیشرفت ندهد، به مرور خسته‌کننده می‌شود.
3. روابط انسانی و تعلق سازمانی: احساس دوستی، همکاری و اعتماد در محیط کار، از بزرگ‌ترین دلایل ماندگاری افراد است.

از سوی دیگر، روان‌شناسی مثبت‌گرا تأکید دارد که قدردانی، احترام و بازخورد مثبت برای بسیاری از افراد حتی از حقوق بالاتر اثرگذارتر است. کار زمانی رضایت‌بخش می‌شود که فرد احساس کند دیده می‌شود و تلاشش معنا دارد.

در نتیجه، پول شاید سوخت اولیه باشد، اما موتور حرکت انسان در کار چیزی فراتر است: اشتیاق، معنا و ارتباط انسانی. در واقع، مردم برای پول کار را شروع می‌کنند، اما برای معنا و رشد در آن می‌مانند.


منابع

بدون نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *